تبليغاتX
شاخه دانشجویان جبهه مشارکت ایران اسلامی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 16:6 توسط گروه اطلاع رسانی |

اطلاعيه شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي_منطقه فارس

به مناسبت سفر جناب آقاي كروبي  به  استان فارس

 

جريان اصلاحات چونان خيمه­اي است كه بدون برافراشته ماندن ستون­هايش فروخواهد نشست. چهره­هاي تأثيرگذار و موجهي چون خاتمي و كروبي امروز ضامن بقا و انسجام طيف­هاي متنوع اصلاح­طلب و چونان ستون خيمه اصلاحات هستند. بركاتي كه حضور هشت ساله خاتمي در قامت رياست جمهوري و حضور چهارساله كروبي در قامت رياست مجلس ششم براي توسعه سياسي و فرهنگي ايران داشت هيچ­گاه از خاطر ملت رشيد و فهيم ايران محو نخواهد شد. امروز همه طيف­هاي اصلاح­طلب به رغم گله­گذاري­هايي كه گاه اينجا و آنجا از همديگر مطرح مي­كنند، اقدامات شجاعانه جناب كروبي را در دفاع و حمايت از حقوق زندانيان سياسي اعم از دانشجويان و ملي­_مذهبي­ها و ... ، موضع­گيري صريح و قاطع ايشان در ماجراي دكتر آقاجري، واكنش بجا و تحسين­برانگيزشان به بازداشت آقاي لقمانيان، اعتراض صريح و بي­پرده­شان به رد صلاحيت­هاي گسترده در انتخابات مجلس هفتم و ده­ها نمونه ديگر از خدمات ايشان به جنبش اصلاحي ملت ايران را از ياد نبرده، قدرداني از ايشان و ارج نهادن به پيشينه پرافتخار چهره­هايي چون كروبي را كمترين وظيفه خويش مي­دانند.

كروبي پس از پايان دوران حضورش در حاكميت نيز با مدرن­ترين و دورانديشانه­ترين شيوه، يعني تأسيس حزبي فراگير و به راه اندازي مجاري متعدد رسانه­اي، به سياست­ورزي اصلاح­طلبانه خود ادامه داد و امروز به حق، طيف گسترده­اي از اصلاح­طلبان رهبري كرده، علاقه، احترام و هم­دلي طيف­هاي ديگر را نيز به همراه دارد.

شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي منطقه فارس، ضمن گرامي­داشت حضور اين شيخ اصلاحات در خطه فارس، ارادت و هم­پيماني خود را با پيش­كسوتان و ريش­سفيدان جريان اصلاحي اعلام مي­دارد و براي ايشان آروزي سلامتي، طول عمر، عزت و پيروزمندي دارد.

 

والسلام                        

شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي

منطقه فارس                    

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 16:38 توسط گروه اطلاع رسانی |

مراسم بزرگداشت 16 آذر در جبهه مشارکت فارس با سخنرانی دکتر مسعود سپهرقائم مقام دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب واستاد دانشگاه از سوی شاخه های جوانان و دانشجویان فارس در محل دفتر ائتلاف اصلاح طلبان فارس با حضور بیش از یکصد نفر از جوانان و دانشجویان مقیم شیراز برگزار گردید.

در ابتدای مراسم بیانیه مشترک شاخه های دانشجویان جبهه مشارکت فارس وحزب اعتماد ملی فارس توسط دبیر شاخه دانشجویان جبهه مشارکت فارس قرائت گردید.

در ادامه دکتر سپهر سخنان خود را با تبریک روز دانشجو به حاضرین آغاز کرد.وی پس از اشاره به سابقه تاریخی 16 آذر به انتقاد از سخنان اخیر رئیس دانشگاه تهران در رابطه با روز دانشجو پرداخت وضمن برشمردن خصوصیات دانشجویان دلایل اهمیت قشر دانشجو در دنیا را برشمرد. وی یکی از بارزترین خصوصیات دانشجو را آرمان خواهی وی دانست و آرمان خواهی را در دو حوزه عدالت و آزادی مورد بررسی قرار داد.

وی بر لزوم سازمان دهی جنبش دانشجویی در جهت تاثیر گذاری هرچه بیشتر تاکید کرد و با اشاره به قانون اساسی جمهوری اسلامی فعالیت تمامی احزاب در دانشگاه را به غیر از فعالیت های مسلحانه لازم و مفید تلقی نمود. وی در ادامه تاسف خود را ازاینکه در حال حاظر حتی معمول ترین فعالیت های دانشجویان با محدودیت همراه می شود ابراز نمود.

در پایان نیز دکتر سپهر پاسخگوی سوالات حاضرین در جلسه بودند وبه سوالات مطرح شده در حوزه های مختلف ازجمله سیاست داخلی و خارجی،انتخابات پیش رو وائتلاف اصلاح طلبان در فارس و کشور پاسخ دادند.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:40 توسط گروه اطلاع رسانی |

در پی مخالفت شورای تامین استان فارس با سخنرانی دکتر مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت یاد روز دانشجو در تالار صدرا وسینا شیراز که قرار بود از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار گردد، وی در جمع تعدادی از فعالان سیاسی جبهه اصلاحات فارس حضور یافت و به ایراد سخن پرداخت .

انتقاد از لغو بی دلیل و ناگهانی برنامه دانشجویان،لزوم حضور گسترده در انتخابات پیش رو، ابراز نگرانی از برگزاری سالم انتخابات،تشریح فضای جاری کشور وبازگویی شرایط فعلی نظام بین الملل از جمله محورهای سخنان وی بود.

گفتنی است  خانم ها پوران شریعت رضوی و بهاره هدایت نیز از دیگر سخنرانان دعوت شده انجمن اسلامی بودند که شورای تامین با سخنرانی آنان نیز مخالفت کرد.




 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 23:31 توسط گروه اطلاع رسانی |

بسمه تعالي

بيانيه مشترك شاخه ­هاي دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي و حزب اعتماد ملي استان  فارس

به مناسبت روز دانشجو

جنبش دانشجويي ديروز

16 آذرماه، يادروز آن سه آذر اهورايي است كه مشعل ناميراي آزادي­خواهي و حق­طلبي را بر فراز بام بلند دانشگاه­هاي اين سرزمين كهن، تا دوردست آينده برافروختند؛ مشعلي با سوختبار انديشه، جواني، شجاعت و آرمان­خواهي در ميان نسل­هايي كه طعم تلخ جنگ و مرگ و اسارت و درد جانكاه استبداد و حقارت با جانشان اجين شده بود و شبهاي قيرقون خود را در تحقق رؤيايي شيرين و دلكش به انتظار نشسته بودند: ايراني آباد، آزاد و سرافراز.

 آن سه قطره خوني كه در صبح سرد پاييزي 16 آذرماه 1332 زمين دانشگاه را رنگين كرد، به تعبير معلم شهيد شريعتي، هنوز مي­جوشد و مي­جوشاند. اين خون­ها زماني ريخت كه دولتي كودتايي بر سر كار بود و سوداي برقراري آرامشي قبرستاني و امنيتي پادگاني را در ايران پس از مصدق در سر مي­پروراند. نشريات و مطبوعات توقيف، احزاب و تشكل­ها منحل و منزوي و فضاي دانشگاه­هاي كشور يخ­زده و يأس­آلود بود و " در خراب­آباد اين شهر بي­تپش، آواي جغدي هم به گوش نمي­رسيد".

اما به خون غلطيدن آن سه يار دبستاني، خوني تازه در رگ­هاي از تپش افتاده دانشگاه جاري و حيات و سرزندگي جنبش دانشجويي را تا آينده­هاي دور تضمين كرد؛ سرزندگي و نشاطي كه افتخاراتي پرشمار و تصويرهايي پرشكوه را بر تارك تاريخ اين جنبش نشاند و نقش بي­بديل دانشجويان و دانشگاهيان در پيروزي مردمي­ترين انقلاب قرن بيستم، يعني انقلاب اسلامي ايران، و حضور پرشور و خالصانه همانان در تنگناها و پيش­آمدهاي پس از پيروزي، از جمله در جبهه­هاي جنگ، از نمادها و نمودهاي آن است.

آنچه تمام حركت­ها و جوش و خروش­هاي جنبش دانشجويي را چونان نخ تسبيح به هم پيوند مي­دهد و معياري براي فهم و تحليل آن در دست ناظران و محققان تاريخ مي­گذارد، آرمان­هايي چون استقلال، عدالت، آزادي و معنويت است كه در هر مقطع و برهه­اي، به نسبت­هاي مختلف، انگيزه و موتور محركه كنش­ها و واكنش­هاي دانشجويي بوده است. در هر زماني كه يكي از اين آرمان­ها در معرض تهديد و تحديد و آماج تاخت و تاز قرار گرفته­است،‌ جنبش دانشجويي با سامان دادن گفتمان و ادبياتي مرتبط و شعارها و هدف­هاي مناسب، در برابر هجوم به آن آرمان صف­آرايي كرده است. اگر روزي با خيره­سري حاكمان يا تجاوزگري دولت­هاي بيگانه، استقلال يا تماميت ارضي كشور به خطر افتاده است، جنبش دانشجويي شعار استقلال و دفاع از آب و خاك را در كانون گفتماني خود قرار داده است و آنگاه نيز كه هجوم انديشه­ها و مكاتب مادي و الحادي پايه­هاي اعتقادي و معنوي جامعه را به لرزه انداخته است، طيفي از اين جنبش به رهبري روشنفكران دين­باوري چون بازرگان و سحابي، دست به تشكيل انجمن­هاي اسلامي زده­اند تا به دفاع عقلاني و منطقي از زيست معنوي در جهان مدرن بپردازند.

جنبش دانشجويي امروز

بر اساس آنچه گفته شد،‌ اگر امروز بسامد مطالبات و شعارهاي آزادي­خواهانه در گفتمان جنبش دانشجويي بيشتر است،‌ نه به معناي فراموش شدن آرمان­هاي ديگر،‌ بلكه به سبب حاكميت سياست­هاي اقتدارگرايانه و آزادي­ستيزي است كه سالياني است بر جامعه و دانشگاه سايه افكنده است.

جنبش دانشجويي و در رأس آن، انجمن­هاي اسلامي دانشجويان، به اميد بهبودي و اصلاح اين سياست­ها، نقشي تاريخي در خلق حماسه دوم خرداد ايفا كردند و آقاي خاتمي را با پشتوانه بيش از بيست ميليون رأي بر جايگاه رياست جمهوري نشاندند. اما به رغم تلاش­هاي دولت اصلاحات در ايجاد فضايي پرنشاط در دانشگاه و نهادينه سازي ساختارهاي توسعه سياسي و فرهنگي در جامعه، فرصت­سوزي­هاي دوستان از يك سو و سنگ­اندازي­ها و مانع­تراشي­هاي مخالفان و دشمنان اصلاحات از سوي ديگر، آن اميد نخستين را كم­رنگ ساخت و در نهايت، كار ملك و دولت به دست جرياني افتاد كه نه­تنها از ابراز مخالفت خود با چندصدايي و آزادي­هاي سياسي و اجتماعي ابايي ندارد، بلكه به صراحت فرياد مي­زند كه از واژه دموكراسي دچار تهوع مي­گردد.

فضاي امروز دانشگاه­ها به حق، از تأسف­بارترين وضعيت­هاي تاريخ دانشگاهي ايران است. اگر در تاريخ معاصر، و در خاطرات فعالان دانشجويي دوران گذشته مي­خوانيم كه دانشجويان مبارز به رغم دستگيري و زندان و محكوميت، باز به دانشگاه بازگشته و به تحصيل خود ادامه مي­دادند، امروز حتي حق تحصيل را كه از ابتدايي­ترين حقوق مصرح در اعلاميه­هاي حقوق بشر و قانون اساسي است، از دانشجويان فعال و منتقد دريغ مي­دارند و با ترفندهايي چون درج ستاره در كنار نام دانشجو و يا عدم ارائه كارنامه قبولي، از ورود او به مدارج بالاتر تحصيلي جلوگيري مي­كنند و گويا در اين اقدامات غيرقانوني چنان پشت­گرم و مورد حمايت­اند كه حتي به احكام نهادهايي چون ديوان عالي كشور به نفع دانشجويان نيز وقعي نمي­نهند.

بازنشستگي اجباري و اخراج خوش­نام­ترين و زبده­ترين استادان دانشگاه را نيز بايد به افتخارات دولت نهم افزود. دكتر محمد مجتهد شبستري، دكتر حسين بشيريه و دكتر محسن كديور، تنها نمونه­هايي از اين دست تصفيه­هاست كه جامعه دانشگاهي را از برجسته­ترين مغزهاي توليد دانش در كشور محروم مي­كند. طبيعي است كه در نبود آنان، جاي براي كساني باز شود كه بدون صلاحيت­هاي علمي و با استفاده از رانت­هاي ريز و درشت، در هيئت­هاي علمي دانشگاه­ها جا خوش كنند و سقوط آزاد دانشگاه­هاي كشور را در رتبه­بندي­هاي علمي بين­المللي سرعت بيشتري بخشند.

تعليق و تعطيل انجمن­هاي اسلامي و تشكل­هاي دانشجويي، توقيف پي در پي نشريات دانشجويي، صدها مورد احضار و صدور احكام شداد و غلاظ از سوي كميته­هاي انضباطي و دستگيري و بازداشت­هاي طولاني­مدت دانشجوياني چون توكلي و قصابان و منصوري و نكونسبتي،  حوادثي است كه در اين دو سال، از فرط تكرار، ديگر عادي و روزمره شده­اند.

جالب اينجاست كه تمام اين اتفاقات آزادي­كش در شرايطي اتفاق مي­افتد كه رياست محترم دولت، در مجامع آكادميك كشورهاي ديگر، ايران را آزادترين كشور جهان ناميده، در دفاع از كرامت انساني و حقوق بشر، گوي رقابت را از پدران مكتب ليبراليسم نيز مي­ربايد!

دامنه مصائب و بلاهايي كه از منجنيق فلك بر سر دانشگاه باريدن گرفته است، تنها در حوزه مربوط به سياست نيست. امروز رتبه علمي دانشگاه­هاي كشور، عموماً به پايين­ترين رديف­هاي جداول رده­بندي دانشگاه­هاي جهان رسيده است و دولت به جاي ارتقاي كيفي و علمي دانشگاه­هاي تحت مديريتش، در سوداي اين است كه چه كند تا دانشگاه آزاد را نيز به چنگ آورد يا چه تدبيري بينديشد تا با سهميه­بندي و ... دختران كمتري وارد دانشگاه شوند.

جنبش دانشجويي استان فارس

تمام آنچه درباره وضعيت دانشگاه­ها در سال­هاي اخير گفته شد، كم و بيش درباره دانشگاه­هاي موجود در استان فارس (اعم از دولتي و آزاد) نيز صادق است. احضارهاي متعدد فعالان دانشجويي به كميته­هاي انضباطي، توقيف نشريات دانشجويي و نظارت پيش از چاپ بر آنها، عدم اعطاي مجوز به تشكل­هاي دانشجويي منتقد، دخالت­هاي ناروا و اهانت­آميز در نحوه پوشش و آرايش و روابط دانشجويان، روا داشتن تبعيض و بي­عدالتي در اعطاي امكانات و مجوز برگزاري مراسم به تشكل­هاي دانشجويي، و مهم­تر از همه، قصه پرغصه­اي كه بر سر قديمي­ترين تشكل دانشجويي استان، يعني انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز و علوم پزشكي رفته است،‌ از بارزترين نمونه­هاي اين ادعاست. مديريت جديد حاكم بر دانشگاه دولتي شيراز، ابتدا به بهانه لزوم اخذ مجوز فعاليت بر اساس آيين­نامه جديد تشكل­هاي دانشجويي، دفاتر و فعاليت­هاي اين انجمن را به تعطيلي كشاند و در ادامه، به شماري از مهره­هاي مورد اعتماد خود در ميان دانشجويان كه در تشكلي گوش به فرمان گرد آمده بودند چراغ سبز نشان داد كه نام پرافتخار اين انجمن را غصب كنند و خود را "انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز" بخوانند.

البته اينان نيز نمك­دان نمي­شكنند و به جاي دفاع از حقوق دانشجويان و به جاي اعتراض بر اين همه بلا و مصيبت كه بر دانشگاه­هاي كشور مي­گذرد، هم­پيمان با برخي از نهادهاي نظامي موجود در دانشگاه، به دنبال امور موهومي چون برج­هاي دوقلو و سه­قلو در شيراز مي­گردند و نام هياهوهاي بچه­گانه خود را "عدالت­خواهي" مي­گذارند.

جالب است كه در عدالت­خواهي اينان، پرسش­هايي از اين قبيل جا ندارد كه به رغم درآمد بي­سابقه دولت جديد از محل فروش نفت كه در دو سال اول، برابر با درآمد يك دوره رياست جمهوري خاتمي و دو دوره رياست جمهوري هاشمي بوده است، چرا رشد اقتصادي كشور سير نزولي داشته و گراني و بهاي مسكن و مشكلات معيشتي مردم سربه فلك كشيده است؟

در عدالت­خواهي اين دوستان، پرسش از قراردادهاي كلان اقتصادي دولت با برخي از نهادهاي نظامي حامي رييس جمهور كه تيشه به ريشه بخش خصوصي كشور زده است جايگاهي ندارد. از ميان اين دوستان عدالت­طلب،‌ كسي از دولت نمي­پرسد كه چه كساني در واردات اقلامي چون شكر سود مي­برند كه اجازه مي­دهد چندين برابر نياز دروني كشور شكر وارد شود تا توليدكننده داخلي اين محصول به خاك سياه بنشيند؟ و نيز از ميان آنان كسي نيست كه بپرسد بر اساس كدام صلاحيت علمي و تجربي جوانكي خام، به صرف حضور در ستادهاي انتخاباتي جناب احمدي­ن‍ژاد و حمايت سينه­چاكانه از او، بر مصدر مديريت يكي از بزرگ­ترين صنايع خودروسازي مي­نشيند و تازه بر وزير مربوطه فشار مي­آورند كه تمام شركت­هاي خوروسازي را در هم ادغام كنند و به دست باكفايت اين فرد بسپارند؟

آري، بهتر است براي اينكه گردي بر دامن دولت مهرورز ننشيند و شبهه­اي در عدالت­گستري او پيش نيايد، صحبتي از ريخت و پاش­ها و حيف و ميل­هاي كلان دولتي به زبان نياوريم و در همين حوالي شهر محل تحصيلمان، پرو‍ژه­اي بيابيم و نام دهن­پركن برج دو قلو بر آن گذاريم و يك روز با بيانيه، روز ديگر با تجمع در دانشگاه و روز سوم با تظاهرات در خيابان­هاي شهر، كه البته مطمئنيم كه بر خلاف تجمعات و تحصن­هاي دانشجويان اصلاح­طلب در امنيت و سلامت كامل برگزار خواهد شد، به نحوي عرق عدالت­خواهي­مان را تسكين دهيم.

البته اي كاش در اين ميان، دم خروس سرسپردگي اين دوستان به فرماندهان دولتي­شان­ با افزودن عنوان "پي­گيري پرونده جاسوس هسته­اي"(!) نمايان نمي­شد و باور مي­كرديم كه دست كم در همين محدوده تنگ و نازل، واقعاً دغدغه­اي از عدالت نيز وجود دارد.

در پايان، شاخه های دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي منطقه فارس و حزب اعتماد ملی استان فارس ضمن گرامي­داشت روز دانشجو و ياد و خاطره شهداي 16 آذرماه 1332، رئيس دولت، وزارت علوم و تشكل­هاي دانشجويي حامي دولت را به بازانديشي درباره رسالت­ها و وظايفشان در قبال جامعه دانشگاهي فرامي­خواند و هشدار مي­دهد كه ملك و دولت و رياست، اگر ماندني بود به دست اينان نمي­رسيد و دفتر بر صدرنشيني آنها نيز در آينده­اي نه­چندان دور، به برگ آخر خواهد رسيد. از آن پس،‌ آنچه در خاطره ملت صبور و نجيب ايران خواهد ماند، فهرستي از خدمات يا سياهه­اي از خيانت­هاست.

 اين شاخه به نوبه اميد دارد دولتمردان امروز و حاميان سينه­چاكشان  در آن­ هنگام، مفتخر به فهرست خدمات باشند نه خجلت­زده از سياهه خيانات.

 

والعاقبه للمتقين   

شاخه­ دانشجويان حزب اعتماد ملي استان فارس   

 شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي منطقه فارس

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 16:50 توسط گروه اطلاع رسانی |

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 16:29 توسط گروه اطلاع رسانی |

به نام خدا

  

واژۀ دانشجو به فردی نسبت داده میشود که در جستجوی حقایق و تجربیات جدید وارث و نگهدارندۀ تجربیات و دانش نسل های قدیم سکّاندار حرکت بشر به طرف توسعه و پیشرفت است.چیزی که دانشجو را از بقیۀ افراد اجتماع متمایز  میکند و ویژگیِ منحصربه فرد و نقش استثنائیِ او را روشن میسازد نیروی خلاقیّت و سلامت فکر است. دانشجو نوگراست و دائم به ایجاد تغییرات و پدیدآوردن نظم نوین فکر می کند. بدون تردید مسائل اجتماعی و سیاسی همواره از دغدغه های اصلی دانشجویان در کشور ماست و جنبش دانشجویی در دوران مختلف تاریِخ معاصر ایران کوشش های به سزایی در ایفای نقش مؤثر در تحولات سیاسی و اجتماعی جامعۀ ایران داشته است. اگر بخواهیم در دورۀ کنونی به بررسی موانع و مشکلاتی که بر سر راه جنبش دانشجویی قرار دارد بپردازیم درمی یابیم که بخشی از این مشکلات ناشی از عملکرد حکومت و بخشی ناشی از عملکرد خود دانشجویان است. شاید عمده ترین مانع بر سر راه جنبش دانشجویی رفتار محافظه کارانه  و اقتدارگرایانۀ  حکومت باشد. حکومت گران به جای آنکه زمینۀ رشد و بالندگی اقشار مختلف جامه و بویژه دانشجویان را فراهم کنند با اجرای سیاست های اقتدار طلبانه و ایجاد محدودیت در تمام ابعاد،به جای همراهی با جنبش دانشجویی دست به کنترل آن میزند. این رفتار محافظه کارانه در سیاست به نوعی بنیان روانی وابسته است. شخصیت ها و گروه های مقتدر که کلید کارها و برنامه های کلان کشور را در دست دارند در چهاچوب روانی خاصی طبقه بندی می شوند. در این راستا تعریفی را که از یک شخصیت مقتدر می توان إرائه داد چنین است: [این شخصیت سخت هوادار تطابق خویش با عرف و سنت است،کورکورانه از نظام های ارزشی متعارف اطاعت می کند،مطیع و وفادر قدرت هاست. دیدی سطحی از یک دنیای اجتماعی و اخلاقی دارد که به مقوله هایی کاملاً متمایز( نیک و بد ـ سیاه و سفید ـ طرفدار خالص و بی قید و شرط سیاست های نظام و همسو با صهیونیزم بین الملل و غیره...) تقسیم شده است. دنیایی که روش منظّم و دارای حدّ و مرز است، ودر آن قدرتمندان را شایستگی فرمان راندن است زیرا که در زمرۀ بهترین افرادند و بقیه ضعفا و زیردستان هستند. دنیایی که در آن ارزش اشخاص تنها به وسیله ضابطه های برونی مبتنی بر شرایط اجتماعی تعیین می شود. مجموعۀ این رفتارهای سیاسی خصوصاً وجه تمایز افرادی است که نسبت به خود تردید دارند و هرگز توفیق نیافته اند که شخصیّت ویژه خود را بسازند و آن را تثبیت کنند و از«من» خود و هویت خاص خوش دفاع کنند. از آنجا که در درون خویش چیزی ندارند که بدان توسل جویند به قالب های بیرونی منشبث می شوند.بدین سان ثبات نظم اجتماعی پایۀ ثبات شخصیّت خود ایشان می شود؛ با دفاع از نظم اجتماعی از خوشتن ـ از اساس «من» و از تعادل روانی خود دفاع می کنند. فرافکنی ـ تجاوز طلبی و نفرتشان از مخالفان و خصوصاً از «دیگران» و از کسانی که متفاوت اند و از آنان که طریقۀ زندگیشان و نظام ارزشهایشان نظم اجتماعی را به مبارزه می خواند و به اساس و عمومیّت این نظم شک می کند از اینجا ناشی می شود. بدین سان اشخاصی که از جهت درونی استحکام کمتری دارند به ظاهر بزرگ ترین استحکام بیرونی را نشان میدهند. این وحدت گروهی مخرّب روحیۀ خلاّق دانشجو را بر نمی تابد؛ إیده های نو و نظام های ارزشی جدید، افکار منجمد طرفدار اقتدار سنتی را به چالش می کشد و وحشت، پایل های فکری او را متزلزل می کند مانند وحشت کودکان از تاریکی ـ وحشت انسان از ورود به دنیای ناشناخته ـ وحشت خروج از انجماد ـ وحشت خروج از امنیّت نسبی و مصنوعی حاضر. از دید او دانشجو قصابّی است که با یک چاقوی تیز به جان حاصل زحماتش افتاده و نه جرّاحی که با شکافتن بدن یک پیکرۀ بیمار به دنبال خارج کردن عامل بیماری از این پیکره است. بنابراین با تمام قوا برای به عقب راندن این جنبش هجوم می آورد.

 امّا عملکرد دانشجویان در واکنش به این هجوم چگونه است؟

دانشجو مواضع سیاسی خود را دارد. دانشجو برای دفاع از هویّیت خود، برای دفاع از حریم خود نمی تواند نسبت به مسائل سیاسی بی تفاوت و بی توجّه باشد. فعآلان سیاسی در دانشگاه ها در سال های گذشته و همچنین در دهه های گذشته با وجود تمام مشکلات به حیات خود ادامه داده اند و بر ادامۀ راه خود استواراند. امّا دیگر آفتی که حریم دانشجو را به سختی تهدید می کند این است که دانشجو چنان محو دنیای پیرامون و حرف های هزار لا و هزار توی سیاستمداران و کوچه پس کوچه های دنیای سیاست شده که گویی کار اصلی خود را فراموش کرده است. دانشگاه قبل از هر چیزی محیط فکر،محیط تحصیل و محیط تحقیق و پژوهش است. متأ سّفانه چیزی که امروز ما در محیط دانشگاه های کشور می بینیم چیزی است غیر از آنچه که باید باشد. گروهی به دنبال کار سیاسی هستند ـ گروهی به دنبال  مدرک ـ و گروهی نیز به دنبال گرفتن نمرۀ قبولی و رفع تکلیف و در کل به دنبال هر چیز دیگری به غیر از دانستن و فهمیدن و آفرینش و ابداع هستند. عموماً دلیل این بی انگیزه گی نبود آیندۀ شغلی و تضمین کاری پس از فارغ التحصیلی عنوان می شود. امّا این نمی تواند دلیل کافی برای کم کاری و بی توجِهی باشد. شرایط اسف باری که پوچی،بی هویتی، بی تکلیفی و بی هدفی جوانانی که نام خود را دانشجو گذاشته اند به وجود آورده دانشجو را به یک قشر مصرف کننده تبدیل کرده که سربار خانواده هاست و بخش مهمی از منابع اقتصادی خانواده ها را به خاطر هیچ به هدر می دهد. دانشجویانی که دغدغۀ مسائل اجتماعی و سیاسی را دارند اگر احساس وظیفه ای می کنند باید بخشی از آن را صرف این کنند که برای درمان این بیماری راهی بیابند؛ هرچه باشد آنها در خلال فعّالییت های سیاسی نشان داده اند که نسبت به سایرین مسئولیّت پذیرترند و نسبت به محیط اطرافشان آگاه تر و حساس تر.

در میان سخن پراکنی های آقایان اقتدار طلب فعلی این سخن هم گفته شده که دانشجویان ضمن داشتن دید سیاسی و مواضع سیاسی به جای سیاسی کاری به امور تحصیل و تحقیق خود مشغول باشند. این سخن می تواند به عنوان عزم ایشان و هم فکرانشان برای دور نگه داشتن جنبش دانشجویی از فعالیت برای احیای حقوق مسلّم خود باشد. امّا این سخن جنبۀ نیکویی هم دارد که همان توجّه بیشتر به تحصیل و تحقیق به عنوان وظیفۀ اصلی دانشجوست.

سخن نیک را باید پذیرفت حتی اگر از زبان اشخاصی بیرون بیاید که اندیشه شان بر خلاف اندیشۀ ماست و اگرچه این سخن بر سنگ دیوار یک کوچۀ مخروبه نوشته شده باشد.داشتن ذهن دینامیک و فکر خلّاق ـ گردش در اطلاعات ـ جذب اطلاعات جدید ـ آزمایش ایده های نو و ثبت تجربیات گذشتگان عمده ترین وظیفۀ یک دانشجو است.

آموختن امری پیوسته و همیشگی است و تحت هیچ شرایطی نباید به دست فراموشی سپرده شود.

 

 

چو گوئی که وام خرد توختم                               همه هرچه می باید آموختم

یکی نغز بازی کند روزگار                                      که بنشاندت پیش آموزگار

 

دکتر هجر

 

+ نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 21:43 توسط گروه اطلاع رسانی |