احمد قابل، محقق و پژوهشگر ديني گفت: همانطور كه پيامبر مخاطبان عصر خود را به نفي سنن غيرمعقول پيشينيان دعوت ميكند و بشر را به استفاده از عقل و خرد خويش فرا ميخواند، امروز نيز هرچه غيرمعقول باشد، شريعت پيشاپيش بر آن خط بطلان كشيده است.
وي كه به مناسبت عيد سعيد قربان در دفتر جبهه مشاركت ايران اسلامي منطقه فارس سخن ميگفت، اظهار داشت: ما وقتي اسم خود را مسلمان و تابع شريعت مصطفي(ص) ميگذاريم، فرض را بر اين گذاشتهايم كه متني الهي وجود دارد كه سخن خداست و پيامبر واسطه انتقال آن متن است. اما چون در اين متن قرار است موجودي نامحدود با موجودي محدود سخن گويد، لاجرم محتواي آن در حد ظرفيت آن موجود محدود "نازل" شده و تنزل يافته است.
وي ادامه داد: در خصوص تفسير شريعت نيز پيامبر حق افزودن يا كاستن چيزي بر آنچه از جانب خداست ندارد و در قرآن، خداوند پيامبر را تهديد كرده است كه اگر كوچكترين امر نادرستي را به خداوند نسبت دهد رگ گردنش قطع خواهد شد.
قابل در ادامه گفت: آنچه در قرآن آمده و آنچه پيامبر و امامان در قالب احاديث و روايات بيان كرده اند در صورتي كه انتساب آن سخنان به آنان ثابت شود "متن اوليه شريعت" نام دارد و ميتوان كليت اين متن را به خداوند نسبت داد.
وي در بيان تاريخ تحريف شريعت گفت: تحريف شريعت، هم در متون اوليه اسلام (غير از متن اصلي قرآن) اتفاق افتاده است و هم در فهمها و برداشتهاي پيروان شريعت كه "متون ثانويه شريعت" را تشكيل ميدهند.
قابل تصريح كرد: تحريف هر حقيقتي دقيقاً از فرداي اعلام آن حقيقت آغاز شده است. آغاز تحريف شريعت نيز از همان زمان حضور پيامبر با جعل احاديث ايشان بود كه خود ايشان نيز بارها اين نكته را تذكر داده و جاعلان احاديث خود را لعن نموده اند. اگر در 1400 سال پيش و در زمان حضور خود صاحب شريعت، تحريف آن نيز شروع شده است بيترديد پس از وفات ايشان نيز تحريفات ادامه داشته و تا كنون گرد و غبار فراواني بر چهره دين نشسته است. بنابراين كار كساني كه امروز نوانديش و روشنفكر نام گرفتهاند، برگرفتن و زدودن اين غبارهاست نه چنانكه برخي از روشنفكران غير ديني ميگويند "بزك كردن دين".
وي با بيان اينكه اولين تحريف در دين همين است كه كسي گمان كند هرچه به نام شريعت و صاحب شريعت در ديروز و امروز تحقق يافته و مييابد مورد نظر و رضاي صاحب شريعت بوده افزود: امروز صاحبان تفكر مدرن در برابر فهم نادرست انديشههاي فيلسوفان دوران جديد، از قبيل نيچه و كانت و ماركس واكنش نشان ميدهند و مدعي ميشوند آنها چيزهايي غير از آنچه منتقدان ميگويند گفتهاند. همين سخن را ميتوان در مورد فهمها و تفسيرها و برداشتهايي نيز كه از شريعت در تاريخ شده است روا دانست و بسياري از آنها را فهم نادرست شريعت خواند.
قابل در شمارش انگيزههاي تحريف شريعت گفت: مهمترين عامل تحريف شريعت نه بدخواهي تحريف كنندگان، بلكه جهل آنان بوده است؛ از جهل مخاطبان پيامبر تا جهل واسطههايي كه سخن ايشان را به ديگران رساندهاند. به عبارت ديگر، همه مخاطبان پيامبر و ائمه در درجه واحدي از دانش و فهم نبودند و فهم و برداشتشان از سخن ايشان و توانايي حافظهشان در انتقال آنها تفاوت داشته است.
قابل با تأكيد بر اين آيه قرآني كه دين را حنيف و منطبق بر فطرت و سرشت انسان ميخواند، تصريح كرد: فطرت به گفته بسياري از صاحب نظران چيزي جز عقلانيت انسان نيست و بر اين اساس، دين تماماً منطبق بر عقلانيت بشر در تمام زمانها و مكانهاست نه فقط عقلانيت بشر زمان نزول.
وي اظهار داشت: همانطور كه پيامبر مخاطبان عصر خود را به نفي سنن غيرمعقول پيشينيان دعوت ميكند و بشر را به استفاده از عقل و خرد خويش فرا ميخواند، امروز نيز هرچه غيرمعقول باشد شريعت پيشاپيش بر آن خط بطلان كشيده است.
وي غلو را عامل ديگر تحريف دانست و عنوان كرد: ما هم در مسير محبت و مدح ائمه اطهار و هم در مسير بيزاري از مخالفانشان گاه دچار غلو ميشويم. به عنوان مثال چنين گمان ميكنيم كه اهل سنت در عين اينكه قبول دارند عمر بن خطاب چنان جفاهايي را بر حضرت زهرا(ع) روا داشته است، از او و كارش دفاع و حمايت ميكنند. درحالي كه علماي اهل سنت نيز معتقدند جسارت و اهانت به حضرت زهرا(ع) از بزرگترين گناهان است، ولي ادعا ميكنند كه چنين كاري از عمر سرنزده است.
قابل ادامه داد: در مدح ائمه(ع) نيز تاريخ شيعه اقوال غلوآميز زيادي را ثبت كرده است كه پيشينهاش به همان زمان حضور ائمه بازميگردد. منتها غاليان پس از حملهها و لعنتهاي ائمه، يك گام عقبنشيني كردند و احاديثي ساختند به اين مضمون كه ائمه را به مقام خدايي نرسانيد و سپس هرچه ميخواهيد در مدحشان بگوييد. با كمال تأسف، اين نوع غلو در مجالس و محافل مذهبي امروز شايع است.
اين پژوهشگر ديني "بدخواهي بدخواهان" را از ديگر عوامل تحريف عنوان كرد و گفت: اينان براي اينكه اسلام را زشت و ناهنجار جلوه دهند به جعل حديث و تحريف واقعيتهاي اسلام ميپرداختند، به گونهاي كه يكي از اين افراد در هنگام مرگ خود ميگويد چهارهزار حديث جعل كرده و در كتابهاي شيعه گذاشتهام.
وي افزود: اينان گاه چون شناخته شده بودند و مستقيماً نميتوانستند به كتابهاي راويان صديق ائمه دست پيدا كنند، با واسطههايي به اين كتب دست مييافتند و در ميان سطور آنها و بين عبارات آنها دست به تحريف ميزدند.
صاحب وبلاگ شريعت عقلاني، در ادامه به كيفيتهاي تحريف اشاره كرد و گفت: يكي از اين نحوهها، گسترش بيمبناي دايره حرامها يا حلالهاي الهي است. قرآن كريم در برخي از آيات، به كساني كه بيدليل برخي خوردنيها را حرام كرده بودند ميتازد و از آنها ميپرسد مگر خدا گفته است كه اين چيزها را نخوريد؟
وي اظهار داشت: در تاريخ اسلام نيز چنين تحريفاتي صورت گرفته و ما با تورم احكام حرمت در شريعت مواجهيم كه با اصل اصالة الاباحه ناسازگار است.
وي با انتقاد از سختگيريهاي اخيري كه در پوشش زمستاني بانوان اعلام شده است كه گفت: كساني كه چكمه را علامت تبرج ميدانند با كدام استدلال فقهي چنين ميگويند و در اين مورد، از كدام فقيه سؤال كردهاند؟ چرا برخي كاسه داغتر از آش شدهاند و دين را از مسير فطرت و عقل خارج ميكنند؟
قابل ترويج دينداري رياكارانه و توسل به خشونت و تكفير را از حربههاي تحريفكنندگان عنوان كرد و تصريح نمود: در تمام حوزههاي اعتقادات، اخلاق و احكام اسلام، تحريف واقع شده و بايد حتي به قيمت خطرات و صدماتي كه ما را تهديد ميكند، به پيرايش و تحريفزدايي پرداخت.

