تبليغاتX
شاخه دانشجویان جبهه مشارکت ایران اسلامی

اصطلاح توتاليتاريسم از ريشهٔ لاتينى «Totus» به مفهوم «همه» مشتق شده است و در لغت به معناى «جامع، فراگير، كل­گرا، همه­گير، يكه­تاز» است.

 اين واژه نخستين­بار توسط موسوليني رهبر فاشيست ايتاليا به كار گرفته شد و او «دولت توتاليتر» را وصف رژيم خود ‏دانست.

 

تعريف

توتاليتاريسم در توصیف حکومت‌هایی به كار می‌رود که در آن‌ها جهان‌بینی کل‌گرایی ارائه می‌شود و مردم می‌بایست به اصول عقاید سیاسی حکومت اعتقاد داشته باشند.حکومت‌های تمامیت‌خواه اغلب یک‌حزبی هستند یا تمام احزاب به یک ایدئولوژی متعهد هستند. در حکومت تمامیت‌خواه، یک فرد دیکتاتور رهبری احزاب را بر عهده دارد، و افرادی که دشمن نظام سیاسی دانسته می‌شوند، مجازات می‌گردند. از دیگر ویژگی‌های حکومت تمامیت‌خواه، کنترل انحصاری سازمان‌های اقتصادی، رسانه‌های همگانی و ارتش است. در حکومت‌های توتالیتر، تمرکز و تراکم قدرت باعث ایجاد انسداد اجتماعی می‌شود و افراد ممکن است به خاطر عقایدشان کشته یا زندانی شوند.

در این‌گونه حکومت‌ها دولت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دارد. به تعریف سیاست‌دانان برجسته، یک دولت تمامیت‌خواه، می‌کوشد تا همهٔ جمعیت زیر دست خود را برای تحقق بخشیدن به اهداف دولتی بسیج کند و فعالیت‌هایی که همسو با این اهداف نباشند، از جمله فعالیت‌هایی مانند تشکیل اتحادیه‌های کارگری، نهادهای مذهبی تأئیدنشده از سوی دولت یا احزاب سیاسی مخالف، تحمل نمی‌شوند. علاوه بر اين­ها رژيم­هاي توتاليتر از عناصر تبليغ و سركوب به وفور بهره مي­گيرند.

ويژگي­ها

 

برخى از ويژگي­هاى رژيم و يا انديشهٔ توتاليترى چنين است:

1. نظارت و كنترل دولت بر همهٔ بنيادهاى اقتصادى، اجتماعى، رسانه­اي و حتى كنترل اخلاق خصوصى؛

2. انحصار قدرت سياسى در دست يك حزب و حذف همهٔ اشكال نظارت­هاى مردمى؛

3. تلاش براى شكل دادن به جامعه بر اساس ايدئولوژى حزبى و به كارگيرى همهٔ ابزارها براى تحقق اين امر؛

4. هستهٔ مركزى توتاليتاريسم، وجود رهبرى است كه هدفش سركوبى هر گونه نهادى است كه در برابر او قد برافرازد. از اين رو هيچ گاه خود را به نهاد قانون وابسته نمى‏داند؛ يعنى اساس نظام توتاليتر بى‏قانونى بوده، نظام ترور و كنترل پليسي از شاخصه­هاي آن مي­باشد.

پژوهشگران از رژيم­هاى فاشيستى موسولينى در ايتاليا، هيتلرى در آلمان و استالينى در شوروى از نمونه‏هاى بارز توتاليتر ياد كرده‏اند.

نظام­هاى توتاليتر بيشتر در جوامعى پديد آمده است كه دست­خوش فروپاشى و از هم گسيختگى بوده‏اند و شرايط روانى به گونه‏اى مساعد شده است كه مردم براى به دست آوردن امنيّت، پذيراى حكومت قدرتمند و فراگير باشند.

به تعبير مايكل اوكشان، آزادى­گرايى و فردگرايى افراطى، گاه موجب تفريط و پيدايش اخلاق ضد فردى مى‏شود و سرانجام افراد جامعه به اين نتيجه مى‏رسند كه «امنيت» را بر «آزادى فردى» ترجيح دهند.

دولت­هاى توتاليتر را بيشتر جنبش­هاى اجتماعى ضد دموكراتيكى به وجود مى‏آورند كه در آغاز، به صورت يك حزب دموكراتيك ظهور و پس از كسب قدرت، دموكراسى را بر مى‏اندازند.

 

هانا آرنت توتاليتاريسم را محصول دوران گذار و توده­اي شدن جامعه مي­داند. او توتاليتاريسم را با فاشيسم پيوند مي­زند، در حالي كه برخي دانشمندان ماركسيست مانند كولا كوفسكي آن را برآمده از ايدهٔ سوسياليسم مي­دانند. هانا آرنت استبداد را با توتاليتاريسم اين گونه مقايسه مي­كند كه «استبداد يك صورت سياسي شبيه برهوت است و واجد شرايطي است كه زندگي انسان را دشوار مي­كند؛ اما توتاليتاريسم يك توفان شن است كه همهٔ زندگي را مدفون و جهان را خفه و محو و نابود مي­كند».

آرنت فروپاشي ساخت طبقاتي جامعه در قرن نوزدهم را زمينه­ساز شكل­گيري جوامع توده­اي ارزيابي مي­كند. او مهم­ترين ابزار توتاليتاريسم را تبليغات مي­داند و معتقد است توده­ها بيش از عقل به تخيلات خود مراجعه مي­كنند.

 

خلاصه

 

توتاليتاريسم خصم بي­چون و چراي فرديت است و همه انسان­ها را به يك شكل مي­خواهد. اين ايدئولوژي به انسان آن­چنان كه  هست رضايت نمي­دهد و سوداي از نو ساختن انسان را دارد.

مهم­ترين منبع مشروعيت در نظام توتاليتاريستي از منظر كولا كوفسكي ايدئولوژي است.

 

 

گردآوري: احمد عبادي­نسب

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 14:36 توسط گروه سیاسی |