بسمه تعالي
« حزب معبد من است » شهيد دكتر بهشتي
نكاتي درباره حزب و كاركردهاي آن
تعريف حزب
حزب (Party) گروهي از شهروندان نسبتاً سازمانيافته است كه براي محقق ساختن هدف يا اجراي برنامه خاصي، سعي در كسب قدرت دارند.
چگونگي ظهور احزاب
پيدايش احزاب در سايه عواملي چون نهادينه شدن قانون اساسي، استقرار پارلمانها و پديده تفكيك قوا بوده است. وجود احزاب با نهادينه شدن دموكراسي در جوامع رابطه مستقيم دارد، هرچند امروزه نظامهاي غير دموكراتيك نيز با هدف تربيت كادر مديريتي خود، دست به تشكيل احزاب ميزنند.
عناصر و اجزاي تشكيل دهنده احزاب
_ سازمان مركزي، كه به انحاي مختلف در احزاب وجود دارد و رهبري حزب نيز به عهده آن است ( البته در احزاب داراي ساختار دموكراتيك، اين بخش از حزب با آراي بدنه حزب شكل ميگيرد)؛
_ اعضا؛
_ اساسنامه، كه مجموعه قواعد و مقررات حكمفرما بر تشكيلات حزب است؛
_ مرامنامه، كه آرمانها و هدفهايي را بازگو ميكند كه حزب براي رسيدن به آن تشكيل شده است؛
_ مانيفست، كه شامل عقايد، نظرها، برنامهها و پيشنهادهاي حزب در ادارهحكومت ميباشد.
احزاب در شرايط زير مستعد شكلگيري هستند:
1_ رشد جامعه مدني؛
2_ آمادگي شهروندان براي مشاركت در فعاليتهاي سياسي؛
3_ وجود شكافهاي اجتماعي فعال.
كارويژههاي احزاب
1_ پذيرش و به رسميت شناختن تضادهاي موجود در جامعه و سمت و سود دادن به آن؛
2_ نمايندگي منافع طبقات اجتماعي؛
3_ تسهيل شناخت داوطلبان ورود به قدرت ( به عنوان مثال، اگر در انتخابات پارلمان، شهروندان از كانديدايي شناخت نداشته باشند، با شناخت حزب معرفيكننده وي ميتوانند در مورد رأي دادن به او تصميمگيري كنند )؛
4_ تربيت نيرو براي مديريت كلان؛
5_ بسيج شهروندان براي حضور در انتخابات يا صحنههاي ديگر؛
6_ ايفاي نقش به عنوان حد واسط جامعه و دولت؛
7_ تقويت و تثبيت روحيه خودباوري اجتماعي و جامعهپذيري سياسي؛
8_ پيشگيري از تنشها و شورشهاي كور اجتماعي و سياسي از طريق انتقال به موقع مطالبات اجتماعي به هيئت حاكمه؛
9_ اطلاعرساني و آگاهيبخشي به شهروندان درباره ضعفها يا نقاط قوت هيئت حاكمه؛
10_ آموزش عملي سياست و سياست ورزي ( آموزش از طريق رسانه ممكن است فقط به ارتقاي دانش شهروندان كمك كند و آموزشهاي دانشگاهي در حد يك آموزش آكادميك باقي بماند، در حالي كه آموزشهاي حزبي تا حد زيادي توأم با عمل بوده، فنون و مهارتهاي سياستورزي را در اختيار اعضا ميگذارد).
انواع حزب
الف) احزاب نخبهگرا: اين دسته از احزاب چندان اتكايي به عضو گيري گسترده ندارند و آنچه در اين نوع اجزاب تأثير گذار است، فراكسيون پارلماني آنهاست.
ب) احزاب تودهاي: عضويت در اين احزاب به سهولت صورت ميگيرد و متكي به اعضاي فراوان هستند؛
البته ميتوان احزاب را بر اساس ايدئولوژيك بودن يا غير ايدئولوژيك بودن تقسيم كرد كه در اين حالت، احزاب ايدئولوژيك از سازمان مركزي منسجم و كادر بسته برخوردارند، در حالي كه احزاب غير ايدئولوژيك اتكاي چنداني به عضوگيري رسمي ندارند و باز عمل ميكنند.
انواع نظامهاي حزبي
تعداد احزاب در كشورها به عوامل مختلفي بستگي دارد كه عبارتاند از: 1_ نظام انتخاباتي؛ 2_ فرهنگ سياسي؛ 3_ تعداد و نحوه عمل شكافهاي اجتماعي.
بر اين اساس نظامهاي حزبي موجود عبارتاند از:
1_ نظام دو حزبي: در اين جوامع ممكن است احزاب ديگري نيز وجود داشته باشند ( مثلاً حزب ليبرال دموكرات در انگليس) اما همواره قدرت ميان دو حزب اصلي جابهجا ميشود. علت اين امر يا اين است كه در اين نوع جوامع، تنها يك شكاف فعال اجتماعي وجود دارد يا اينكه دو حزب از طريق فراكسيونها و طيفهاي داخلي خود، تمام گرايشهاي مطرح اجتماع را دربرگرفتهاند.
2_ نظام چندحزبي: در كشورهاي اروپاي غربي شاهد چنين نظامهايي هستيم. در اين كشورها دولتها به وسيله ائتلافي از احزاب گوناگون تشكيل ميشوند.
3_ نظام تكحزبي: اين نوع نظام نخستينبار به دست لنين در شوروي پايهگذاري شد. بعدها در آلمان (حزب نازي)، ايتاليا (حزب فاشيست) و اسپانيا نيز شاهد چنين نظامي بودهايم.
منابع مالي احزاب
1_ منابع درونحزبي: الف) حق عضويت؛ ب) پرداخت ويژه به وسيله اشخاصي كه به واسطه عضويت در حزب به مقامهاي مهمي رسيدهاند؛ ج) انجام خدمات اقتصادي يا فرهنگي از سوي حزب و استفاده از سود حاصل از آن.
2_ منابع برونحزبي: الف) كمكها و يارانههاي دولتي؛ ب) كمك افراد يا صنوف هوادار.
مشروعيت احزاب در نظام اسلامي
پديده حزب برآمده از دنياي جديد و عصر مدرن است و نميتوان با تفحص در سنت اسلامي و متون ديني گفتار يا توصيهاي يافت كه دقيقاً ناظر به اين پديده باشد. با اين حال اگر ويژگي اصلي حزب را "تلاش جمعي در راه هدفي مشخص" بدانيم، ميتوان در رفتار پيشوايان ديني يا آيات قرآن نمونههايي را سراغ كرد. به عنوان مثال، پيوستن پيامبر اكرم در دوران جواني به پيمان "حلف الفضول" كه تشكل گروهي از جوانان براي كمك به ستمديدگان و نيازمندان بود يا آيات و رواياتي كه بر امر به معروف و نهي از منكر يا كسب آگاهي و بصيرت، به صورت جمعي و گروهي، تأكيد دارند ( براي نمونه: آل عمران، 104 و توبه، 122) نشانههايي از مشروعيت ديني تحزب ميباشد.
امروزه تعدادي از فقها و مراجع تقليد نيز بر ضرورت تحزب در نظام اسلامي وقوف يافته، فتاوايي صادر كردهاند. از جمله حضرت آيتالله العظمي منتظري در پاسخ به استفتايي درباره حكم شرعي تشكيل احزاب مستقل از دولت و عضويت در آنها نوشتهاند: « امر به معروف و نهي از منكر علاوه بر وجوب فردي و مقطعي در موارد جزئيه، نسبت به ساختار ديني و اخلاقي جامعه نيز واجب مؤكد است؛ و اين امر ميسر نيست مگر با تشكل و تحزب افراد مؤمن و آگاه و صالح و همبستگي آنان و تهيه مقدمات و وسايل لازمه، هماهنگ با شرايط زمان و مكان؛ و به حكم عقل، تحصيل مقدمه واجب واجب است؛ خواه مسئولين بالاي حكومت صالح باشند يا ناصالح. اگر صالح باشند، احزاب متدين و قوي و علاقهمند نيروي فعال و مردمي آنها خواهند بود، و اگر غير صالح باشند احزاب در مقابل انحرافات و تعديات آنان ميايستند؛ و حتي اگر در رأس حكومت مانند پيامبر خدا (ص) يا اميرالمؤمنين (ع) باشد، باز همه جامعه و مسئولين صالح نميباشند و طبعاً نياز به نيروي متشكل متدين فعال وجود دارد ... و اگر افراد خوب و صالح متشكل نشوند طبعاً صحنه اجتماع براي تسلط نيروهاي ناصالح و فاسد خالي ميشود و جامعه به فساد كشيده ميشود»( رساله استفتائات، جلد دوم، صص 264_269)
گذشته از اين، تأكيد نظري و تلاش عملي عالمان مبارزي چون نواب صفوي، شهيد بهشتي، امام موسي صدر، و دبير كلي چند ساله آيتالله خامنهاي بر حزب جمهوري اسلامي را ميتوان دلايل روشني دانست بر مشروعيت و حتي وجوب احزاب در نظام اسلامي و بيپايگي سخنان و مواضعي كه حزبگرايي را عامل تفرقه يا دستاورد نامشروع غرب معرفي ميكنند.
منابع براي مطالعه بيشتر
1_ حزب سياسي و عملكرد آن در جوامع امروز، احمد نقيبزاده، نشر دادگستر؛
2_ احزاب سياسي و نظامهاي حزبي، حسينعلي نوذري، نشر گستره.
گردآوري: گروه سياسي شاخه دانشجويان جبهه مشاركت فارس